صبح تازه اسفند
بخشی از شعر بلند "سفرنامه" که تاکنون تقدیم نشده بود و اکنون برای حبیب کارجو "دیر یاب زود آشنا"
شرجی کوچه های آبادان/ پانزده لین بی تو سرگردان
خاطره، خاطره، فریم فریم/ فیلمها را دوباره بر گردان
از امیری بپیچ تا گمرک / از میان هزار ته لنجی
بوی گس، صبح تازه اسفند / ناگهان، باز هم، تو می رنجی
بی هوا عاشقی، لب کارون / تک و تنها، جزیره ای مجنون
پشت بام بهار دو (1) هر شب/ مانده دلتنگ عاشقی دلخون
راهرو، ظهر داغ یک هیجان / چشم لبریز شوق و دل لرزان
قلب یک شاعر پر از رویا / بحر اینگونه ریخت در فنجان
1: نام خوابگاهی در دانشکده نفت
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 0:40 توسط علي خواص فر
|