بخشی از شعر بلند "سفرنامه" که تاکنون تقدیم نشده بود و اکنون برای حبیب کارجو "دیر یاب زود آشنا"


شرجی کوچه های آبادان/ پانزده لین بی تو سرگردان

خاطره، خاطره، فریم فریم/ فیلمها را دوباره بر گردان

از امیری بپیچ تا گمرک / از میان هزار ته لنجی

بوی گس، صبح تازه اسفند / ناگهان، باز هم، تو می رنجی

بی هوا عاشقی، لب کارون / تک و تنها، جزیره ای مجنون

پشت بام بهار دو (1)  هر شب/ مانده دلتنگ عاشقی دلخون

راهرو، ظهر داغ یک هیجان / چشم لبریز شوق و دل لرزان

قلب یک شاعر پر از رویا / بحر اینگونه ریخت در فنجان


1: نام خوابگاهی در دانشکده نفت